بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
229
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
دردى باشد و آبى مىريزد و شبها مىچسپد هر روز مهالك كشيدن يك نوبت و اگر اين اعراض قليلى باشد پيوسته طوطياى شسته و سوده بر گرد پلكها ماليدن و بعد تنقيه هر روز بحمام فاتر در آمدن ساعتى و آب غالب بگرمى مائل بر سر ريختن و تيزاب نرم بر صدغين و گرد چشمها ماليدن در عظيمى درد و آنچه بهر سببى بخصوصه نافعست آنست كه در دموى روز دوم فصد فيقال كنند و اگر مانعى باشد سرهاى گوش بپاچيند يا بر پس سر حجامت كنند يا بر ساقهاى پاى مكررا و بعد سوم ملين شراب بنفشه و گل مكرر در نقوع مذكور دهند يا بشياف بنفشه و شكر شبانروزى در كرت شكم فروآرند و شياف دردى در چشم كشند يا شياف برء اليوم در چكانند و غذاى سبك به كار دارند و بعد از تنقيه ملازمت حمام كنند و اندر صفراوى چون بىبلغميتى نمىباشد روز چهارم تنقيه كنند بملينات صفراى مقوى بسنا و اشباه آن و فلوس خيار شنبر اندر مقل حامض يا هليلهء زرد اندر معصور نار يا ترنجبين در عصير آلوى پخته يا مقشر منقوع و امثال اينها و درين اثنا مسكنات صفرا مىدهند از نقيع فواكه و فاتق شيرينى مائل با مغز بادام كوفته و مداومت حمام فاتر بعد تنقيه و غذا كشكاب كه در ان كدوى پخته باشند و روغن بادام افگنده بسى مناسب بود و شياف دردى بلعاب بزر قطونا حل كرده كشيدن نيكو آيد و اندر سوداوى تنقيه بدن و دماغ كنند بمسهلات سودا بعد چهارم و در تبديل مزاج كوشند و بر كفهاى پاى توى دنبه پيوسته بندند و غذاهاى چرب خورند و مهالك كم توتيا مىكشند و اندر بلغمى بعد سوم تنقيهء بلغم دماغ كنند بمسهلات بلغم چون حب چنبال و امثال آن و نخود آب چرب و اماح و اشباه آن اندكاندك خورند برجوع غالب و نطولات محلل به كار دارند و اگر مسهل را مانعى باشد شيافهاى حاد جهت اجابت استعمال كنند هر روز چند نوبت و تكميدات پنبه دود كز داده و اشباه آن پيوسته مىكنند و در ريحى چيزهاى شكنندهء باد خورند و از چيزهاى نفاخ و امتلاى معده پر حذر باشند و زيره و جوز بدستور بندند و طبيخ محللات باد بعد سيم نطول كنند و تكميدات بادشكن پيوسته مىكنند و محجمه آتش بر چال پس سر نهادن بسى مفيد باشد و در جمله اگر تدبيرى توانند كردن كه زحير يا زلق الامعاء از ان پديد آيد بسى نافع باشد چون بزنم نشستن و چيزهاى تيز خوردن و اشباه آن و آنجا كه ازين انواع مذكوره بمشاركت معده افتد و كمى درد آن در خلو معده و زياده شدن آن در پرى معده و در فساد طعام در معده بدان گواهى دهد غذا كم و مقوى معده بايد خوردن و در تنقيه مسهلى بايد دادن كه بمعده نافع بود